علي بن حسين انصارى شيرازى
462
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
سويق آرد سهك بوى بد عرق شخص سهوكت بوى بد عرق ش شامخ بلند شامخ بلند شبر وجب دست شتر برگشتگى و فروهشتگى پلك چشم شدخ با سكون دال و خا شكست و سپيدى شدح سقط بچه نارس شدخ عضله گسيختن عضله شدق فراخى گوشه دهان شرف زوائد اطراف گياه شراسيف جمع شرسوف بمعنى دندهها شطب شكافتن پوست شعر و شعيره مو و مژه شمه آنچه بو كنند شيلم گندم ديوانه كه آن را شولم و سالم هم گويند ص و ض صالح الكيموس آنچه خونى معتدل توليد كند صبغ نانخورش مايع صخريه سنگستان صره هميان - كيسه صفين جامهء سختباف صلايت سنگ صاف كه خيرى بر آن سايند ضبع كفتار ضفادغ جمع ضفدغ ضفدغ غورباغه ضماد داروى غليظى كه بر عضو نهند يا مالند ط طافى آنچه بر روى آب ايستد طبيخ آنچه جوشند و آب آن استعمال كنند طحن خردكرده و آردشده طرق به فتح ها و سكون را و قاف - كوبيدن طرى تازه طسوج و 24 / 1 مثقال تسوج و يا دو دانه جو تسو يا يكچهارم دانك طل شبنم طلا آنچه به عضو مالند ع عاقر نازا عشب گياه عجل گوساله يكماهه عصاره عصيرى كه در آفتاب منعقد كرده باشند عصير آب فشردهء نباتات كه منجمد نكرده باشند عضات درخت خاردار عطر خوش عطر خوشبوى عفص تندطعم - دهانگزا عقم عقيم علق زالو علك صمغ عكر درد عنقود خوشهء نباتات عناقيد جمع عنقود غ غبير سنجد غسال شستشودهنده غرغره گرداننده مايعات در حلق غثيان استفراغ غض تازه غليظ كثيف در صفت ادويه استعمال كنند ف فانيد قند سفيد فاتر نيمگرم فتيله شافى كه مخصوص به دوبر باشد فرزجه شافى كه در رحم گذارند فراء پوستين فاغره دانهايست به اندازه نخود و معطر فحم چوب سوخته فراريج جمع فروج فروج جوجه ماكيان فرفيرى ارغوانى و بنفش فرودى بريانشده فزع خوف ، بيم و هراس فرو پوستين